|
|
اسلام و دانش، یگانه کلید و رهگشا بسوی روزنۀ نجات |
|
|
نویسنده: بهمن دانشدوست سنبله ۱۳۸۵ خورشیدی به همه روشن است که اسلام دین آسمانی و جامع بوده و از ربانیت، شفافیت و واقع نگری ویژۀ برخوردار است. و چون آفتاب پر درخشش بوده و نور و روشنایش همیشه تابان و نمایان میباشد. یگانه رهگشا و رهنمای اصلی بسوی انسانیت، بشردوستی و زندگی پر از رفاه و سعادت، اسلام بوده و همۀ انسانها را از صفات زشت چون: کینه، تفرقه طلبی، بدخواهی، ظلم، تجاوز، خیانت و غیره رفتار و کردار نا پسند که سرچشمۀ آن خودخواهی های بی مورد است منع نموده و هر یک را به سوی ساحل نجات رهنمايی و هدایت مینماید. خلاصه و بصورت کلی میتوان گفت که آرمان نهائی اسلام بیرون آوردن بشر از تاریکی ها به سوی روشنایست. میهن عزیز ما افغانستان نیز از جملۀ کشور های اسلامی جهان بشمار رفته که ۹۹% مردم آنرا مسلمانان تشکیل میدهند و از قدامت تاریخی و جایگاه خاص و مستحکم اسلامی برخوردار است. طوریکه هویداست، اسلام مجموع قواعد و ارزش های حیات بشری؛ چون اجتماع، اقتصاد، سیاست، دانش، فرهنگ و غیره را در برگرفته و رهنمون اساسی و بنیادی ای در بهبود وضع زندگی جوامع انسانی میباشد. خیلی ها جای افتخار است که افغانستان عزیز ما با دارا بودن 99.9 در صد مسلمانان جایگاه ویژۀ را در جهان امروز بخود اختصاص داده است، ولی بیشتر جای تأسف و تأثر است که 95 در صد جامعه افغانستان را قشر بی سواد تشکیل میدهد، پس به این مفهوم که اکثر قشر بیسواد ما با وجود استوار بودن در نام مسلمانی، تا حال به مفهوم اصلی اسلام پی برده نتوانسته و در عملی سازی واقعی اسلام گامی به جلو نه نهاده اند. و این مجموعه مثل اینکه اسلام برایشان میراثی بوده، افتخار نموده، تنها و تنها بنام میدانند که ما مسلمانیم و بس. دلایل واضحی بیانگر این حقیقت است که حتی با ذکر آن رنگ قلم را میتوان خشکانید. بگونه مثال: از کشور ما افغانستان سالانه هزاران تن جهت ادای فریضۀ حج عازم عربستان شده و میلیون ها دالر را به مصرف میرسانند، فقط برای اینکه مردم به اوشان "حاجی صاحب" صدا بزنند، در حالیکه اکثریت مردم کشور ما در فقر و تنگدستی زندگی نموده و دست گدایی میهن مان تا هنوز دراز است، جای دارد در قدم نخست دست کشور را از گدایی نگهداریم. روزانه پنج بار به درگاه پروردگار ایستاده سر تعظیم فرود میآوریم، به این مفهوم که توبه میکنیم و از اوامر آن ذات بزرگ پیروی میکنیم ولی سپس هرآنچه نفس مان خواست همان میکنیم و اگر کسی پرسان کند آیا مسلمانی؟ قهر شده میگوئیم نسبت به ما مسلمان کامل کسی نیست. قرآن کریم که در حقیقت یگانه رهنما و تکمیل کننده اسلام است، مردم افغانستان خیلی ها به آن احترام دارند، هفت پوشش مینمایند و در بلندترین نقطۀ منزل خود قرارش میدهند و آنانی که به روخوانی آشنایی دارند، بعضاً به تلاوت آن نیز می پردازند، ولی اکثراً بدون اینکه معنای آنرا بدانند. پس در صورت ندانستن مفهوم، چگونه میتوانیم از گفته های مفید و ارزشمند قرآن کریم استفاده نمائیم؟ مردم متدین افغانستان بخاطر جهاد در راه پروردگار، آزادی کشور عزیز شان و زندگی در یک جامعه اسلامی و انسانی، رنج های طاقت فرسایی را متحمل شدند، ولی بدبختانه سودجویان و بیگانگان بودند که با چند پول ناچیز افراد بی کفایت را غلام خود ساخته و بخاطر پیاده نمودن اهداف خود شان، از جوانان و مردمان ساده و خوش باور میهن ما استفادۀ سوء کردند، و هزاران جوان ما را با بهم اندازی نقش زمین و میهن مان را توسط خود مان به میدان خاک و خاکستر مبدل گردانیدند. آیا میتوان از این همه بدبختی، خونریزی، برادر کشی، تجاوز، ریاکاری، نفاق، تبعیض، میهن فروشی، بازیچۀ دست دیگران شدن و غیره پامالی ها به حق بشر که تا حال هم ادامه دارد، چشم پوشی نمود؟ بنابرین! هویدا گردید که اینهمه رنج ها و واژگونی ها از اثر محروم بودن از سواد و دانش لازم است که تا حال اکثریت ما نتوانسته ایم اسلام را به وجه اصلی آن در تجزیه و تحلیل قرار داده، آنرا درک کرده و از آن پیروی کامل کنیم. در افغانستان، بعضی به این باور اند که اسلام پنج بنأ دارد و وقتی ما آنرا ظاهراً بجا میآوریم کاملاً مسلمانیم. ولی بجا نمودن پنج بنأ مسلمانی بشکل ظاهری بدون اینکه مفهوم اساسی و اصلی آن درک شود، بنظر من مسلمانی کامل نیست. در پهلو، ما باید در زمینۀ پرورش، رشد و اثبات یک جامعۀ سالم، صالح و اسلامی، از اصول و ارزش های اسلامی استفاده نموده و آنرا محور زندگی قرار دهیم. که بگونۀ مثال چند تک آنرا بیان باید نمود، مانند: وحدت، برادری و برابری، بشر دوستی، جهاد در راه پروردگار، احترام به ارزشهای اخلاقی و فضایلی همچون: عدالت، جوانمردی، نیکی، ناگسستنی داشتن پیوندهای اجتماعی و همیاری در امور خیر و تقوا، ارزش قایل شدن به قانون و قرارداد های جمعی، صداقت و پاکدامنی، امانت داری و وفا داری، حقگویی و حقبینی، میانه روی، بردباری، کنترول ضرب دست و پا و زبان و خود داری از آزار رسانیدن و تجاوز به بشر، پاک کردن قلب از کینه توزی، ریا، نفاق و دیگر امراض درونی و روانی. که اینها همه در شمار تکیه گاهها و ستون هایی هستند که زیر بنای ساختمان جامعه اسلامی به حساب می آیند. و وقتی ما میتوانیم جایگاه اسلام در افغانستان را نگهداریم، که دارای یک جامعۀ سالم باشیم. و جامعۀ سالم آنست، که افرادش را به ارزش های والای اسلام و اصول آن با یکدیگر ارتباط میدهد و این ارزش ها و اصول را رسالت زندگی و محور وجود خود قرار میدهد. پس بیائید، دیر نشده دست به دست هم دهیم و همانطوریکه که ادعا داریم، جایگاه اسلام در افغانستان را به یقین ثابت نموده و کشور را از طلاطم به ساحل رسانیم. و یگانه کلید و رهگشا بسوی روزنۀ نجات دانش است. |
||