|
|
بیماری مهلک ایدز HIV |
|
|
بیماری مهلک ایدز HIV مولف: دکتر حمید سجاد این بیماری به طیفی از اختلالات ایجاد شده ناشی از اختلال عملکرد ایمنی گفته میشود که در اثر آلودگی با ویروس نقص ایمنی انسانی ایجاد میشود.از سال 1981 که ایدز به عنوان بیماری مجزا و جدیدی شناسائی شده, بیش از 50 میلیون فرد در سراسر جهان با HIV آلوده شده اند. بیش از 90% این افراد در کشور های در حال توسعه زندگی میکنند و حدود 90% در اثر مقاربت با جنس مخالف دچار عفونت شده اند.
عامل بيماري ويروسي به نام ويروس نقص ايمني انسان( Human Immuno deficiency Virus HIV) که به سيستم دفاعي بدن حمله کرده و باعث اختلال در فعاليت آن مي گردد . بيشترين سلولهايي که درگير مي شوند ،لنفوسيت ها هستند که جزء گلبولهاي سفيد مي باشند . نام بيماري ( AIDS ) از حروف اول کلمات زير گرفته شده است و به معني نقص ايمني اکتسابي است : Acquired Immuno Deficiency Syndrome از ابتدای دهه 1980 تاکنون عفونت HIV به طرز وسیع گسترش یافته و به یک همه گیری جهانی مبدل شده است. عفونت HIV در تمامی قاره ها را البته با شدت مختلف در حال گسترش است. در طی دهه 1990 به طور استثنائی انتقال سریع بیماری در سراسر هندوستان, آسیای جنوب شرقی و آفریقای جنوبی روی داد. ايدز به طور فزايندهاي در سراسر جهان رو به گسترش است بيشترين قربانيان اين بيماری در وهله اول زنان و دختران بويژه زنانی هستند كه مورد خشونت جنس مخالف قرار گرفتهاند. در بسياری از كشورها به صراحت درباره بيماری ايدز صحبت نميشود و آمار دقيقی در اينباره در دست نيست. قربانيان اين بيماری در ميان جوانان نيز رو به افزايش است. جوانانی كه در واقع قربانی سهلانگاری و ناآگاهی نسبت به چگونگی ابتلا به ايدز ميشوند افزايش بی سابقه تعداد زنان مبتلا به ايدز در جهان اگر چه این بیماری در ابتدا در ایالات متحده در بین مردان همجنس باز و افرادی که از راه وریدی دارو دریافت میکنند شناخته شد ولی اکنون تماس جنسی مخالف برجسته ترین راه انتقال HIV در اکثریت نواحی جهان است. در ایالات متحده در طی سال 1985 کمتر از یک در صد موارد شناحته شده ایدز در اثر تماس با جنس مخالف بود. تا سال 2000 انتقال از طریق جنس مخالف شامل بیش از 25% موارد ایدز بوده است که نسبت بالاتری از افرا د آلوده به عفونت HIV بدون علامت را تشکیل میدهد.. ويروس ايدز از سه راه قابل انتقال است : ۱ - تماس جنسي ۲ - از راه انتقال خون و فرآورده هاي خوني و استفاده مشترک از سرنگ و سوزن آلوده ۳ ۱ - تماس جنسي ۸۰ درصد آلوده شدگان به بيماري ايدز در دنيا به دليل برقراري روابط جنسي با افراد آلوده به اين بيماري مبتلا شده اند . ویروس در مایع منی و ترشحات دهانه رحم و مهبل افراد آلوده یافت میشود و میتواند ازطریق هر یک از شرکای جنسی در حین مقاربت مهبلی انتقال یابد. وجود همزمان سایر بیماری های مقاربتی خصوصا مواردی که زخم های تناسلی ایجاد میشود قویا موجب تسهیل در انتقال جنسی ویروس است امروزه زنان در ایلات متحده گروهی هستند که در آنها عفونت ویروس به سرعت در حال گسترش است . در چندین ناحیه روستا نشین جنوب شرقی , زنان, بالغ بر نیمی از موارد جدید را در سال 1999 تشکیل داده اند
يعنی تماس جنسی با کسی که از سابقه جنسی او اطلاع داشته باشيم، يعنی اينکه طرفين قبلاً با کس ديگری ارتباط جنسی نداشته باشند. راهی که سازمان بهداشت جهانی برای کنترل ايدز پيشنهاد می کند اين است که افراد پيش از ازدواج هيچ تماس جنسی با کسی نداشته باشند و پس از ازدواج نيز غير از همسر خود با کسی تماس جنسی نداشته باشند. در غير اين صورت در ارتباط جنسی از هر راه ديگری احتمال انتقال ايدز وجود دارد
چون ترشحات جنسی حاوی ويروس است می تواند باعث انتقال ايدز شوداحتمال انتقال ايدز از طريق تماس جنسی خيلی زياد نيست، اما چون تعداد دفعات تماس جنسی معمولاً زياد است احتمال انتقال ايدز از اين طريق نيز بالا می رود، اگرچه حتی يک بار تماس جنسی نيز می تواند باعث انتقال ايدز شود، چه از طريق دهان باشد، چه مقعد و چه آلت تناسلی زنانه از مقعد هم منتقل می شود و احتمال انتقال از طريق مقعد حتی بيشتر از دستگاه تناسلی است اينگونه وسايل ، بايد يک بار مصرف باشند و يا حداقل بصورت مشترک استفاده نشوند ، در مورد وسايلي مانند وسايل دندانپزشکي و پزشکي پيشرفته که امکان چنين کاري نيست بايد حتماً وسايل بخوبي استريل شده باشند . در حال حاضر مهمترين راه انتقال ويروس در ايران و برخي از کشورهاي ديگر جهان استفاده افراد معتاد از سرنگ يکديگر براي تزريق مواد مخدر بوده است . در حال حاضر خطر عفونت ویروس کسب شده از تزریق خون در آمریکای شمالی و اروپا غربی فوق العاده ناچیز میباشد ولی به صفر نرسیده است عفونت ویروس میتواند پس از تماس های تزریقی تصادفی در پرسنل مراکز بهداشتی ایجاد میشود. پس از مصدوم شدن با یک سوزن توخالی آلوده به ویروس خطر عفونت حدود 3/0 درصد است. احتمال انتقال آلودگی ویروس از طرف پرسنل آلوده واحد های بهداشتی که اعمال تهاجمی بر روی بیماران سالم انجام میدهند به دقت بر رسی شده و این خطر فوق العاده اندک است اگر کسی بخواهد خون اهدا بکند، چون با سوزن های استريل خون می گيرند، مبتلا نمی شوند، ولی در موقع گرفتن خون اگر خون حاوی ويروس باشد احتمال آلودگی شخص خيلی خيلی زياد است و اگر مثلا کسی بخواهم خونی بگيرد که حاوی ويروس باشد، تقريبا صد درصد مبتلا می شوم. ولی الان در ايران خون و فراورده های خونی از لحاظ آلودگی به ويروس اچ آی وی کنترل می شود، بنا بر اين احتمال انتقال از اين طريق تقريبا نزديک به هيچ است. ولی از آنجا که در بعضی از موارد، از زمانی که ويروس وارد بدن می شود تا زمانی که تست مثبت می شود فاصله می افتد و در اين فاصله ممکن است فرد خون داده باشد، ممکن است که خوب شناخته نشود، درنتيجه ما به کسانی خون می دهيم که احتياج واقعی به آن داشته باشد، يعنی کسانی که اگر خون به آنها ترزيق نکنيم، با زندگی آنها بازی کرده باشيم. در ايران کسانی که خون و فراورده های خونی دريافت می کنند، احتمال آلودگی شان هست، ولی خيلی خيلی کم است
ثابت شده که نيش حشرات، به خصوص نيش پشه در انتقال نقشی ندارد. احتمال دارد که ويروس در اثر بزاق حشرات غيرفعال شود، پس احتمال انتقال از اين طريق وجود ندارد ويروس در طبيعت برای مدت طولانی حتی يا يک هفته، شايد هم بيشتر می تواند زنده بماند، ولی اينکه تا چه حد می تواند در انتقال نقش داشته باشد مشخص نيست، ولی اينها راه انتقال بيماری نيست. در آرايشگاه ها، خانم هايی که تاتو (خالکوبی) می کنند چون از سوزن هايی استفاده می کنند که داخل بدن فرو می رود، خونی می شود و با ترشحات آلوده می شود، می تواند باعث انتقال شود به شرط اينکه اين سوزن برای کسی ديگر استفاده شود.
سومين راه انتقال از طريق مادر به کودک در طول حاملگي و زايمان است . ثابت شده است که شير مادر آلوده مي تواند سبب انتقال ويروس از مادر به فرزند باشد . انتقال HIV از مادر آلوده به فرزند ممکن است در رحم حین زایمان یا ازطریق تغذیه با شیر مادر روی دهد. 25-30 درصد نوزادان متولد شده از مادران دارای آزمایش مثبت از نظر ویروس که تحت درمان ضد ویروس نبوده اند.. توسط ویروس آلوده خواهند شد. این انتقال را میتوان با درمان قبل و در حین زایمان مادر و درمان پس از تولد به وسیله داروهای ضد ویروسی به 5% یا کمتر کاهش داد.
عليرغم جداسازي ويروس ايدز بسياري از ترشحات بدن مانند خون ، ترشحات جنسي مردانه و زنانه ، بزاق ، ادرار ، اشک ، عرق ، شيرمادر ، مايعات جنب ،صفاق و مغزي نخاعي ، سرايت در اثر تماس با همه آنها صورت نمي گيرد و فقط خون ، ترشحات جنسي و شير مادر عامل انتقال هستند . لذا ويروس ايدز از راه تماسهاي عادي مثل با هم کارکردن ، صحبت کردن ، همسفر شدن ، غذاخوردن و همچنين از راه حمام ، استخر و توالت قابل انتقال نمي باشد . در اين دوران فرد آلوده کننده است ولي هيچ يک ازعلائم باليني و آزمايشگاهي متداول را ندارد اختصاصی نيستند. يعنی نشانه هايی نيست که بگوييم اگر شخص آنها را داشت، ايدز دارد. ولی بعضی از نشانه ها هست که پزشکان بايد به آن توجه داشته باشند که اگر شخصی "رفتار پرخطر" دارد و اين علائم هم دارد، می تواند ناشی از عفونت اچ آی وی باشد. مثلا از يک فرد جوانی کار می کند، فعاليت می کند و غذا می خورد، انتظار نمی رود که دهانش برفک بزند، ولی اگر دهانش برفک زد و از طرفی ديگر رفتار پرخطری هم داشت، مثلا در ايران معتاد تزريقی بود، شک خيلی قوی به عفونت اچ آی وی وجود دارد. به همين دليل برای او آزمايش تجويز می کنيم. در مورد عفونت های خاص گوارشی يا تنفسی هم همينطور است ولی اين ميسر نيست که از ظاهر شخص تشخيص دهيم که ايدز دارد
ایدز قابل درمان نیست ولی مهار شدنی است مسلما یکی از گرفتاریهای مهم مردم دنیا در قرن اخیر ایدز است. ایدز چهره وحشتناکی دارد ولی بد نیست بدانید گرچه احتمال مبتلا شدن به خیلی از بیماریها بالا میرود و احتمال مرگ قریب الوقوع بالاست و لی در حال حاضر در کشورهای غربی این بیماری قابل مهار است و لی هنوز قابل درمان کامل نیست.بهرحال این یک خبر خوشحال کننده است. و لی به دلیل قیمت بالای این داروها دسترسی به اینها آسان نیست و شاید بشود گفت ابداع چنین داروهائی در حال حاضر کمکی به اکثریت قریب به اتفاق بیماران ایدزی نمیکند.. ولی به هرحال پیشرفت مهمی در علم پزشکی است.امید میرود نه تنها قیمت این داروها پائین بیاید بلکه داروهائی ابداع گردد که بطور ریشه ای ویروس را از بدن محو کند. |
||
|
|
ما غروب نمی خواهیم |
|
|
ما غروب نمی خواهیم
نویسنده: بهمن دانشدوست ۱۳۸۳ خورشیدی صبحگاهان سپیده دم قبل از درخشش طلوع لعلگون آفتاب برمیخاستم و از یاد آن آفریدگار طبیعت که این همه زیبایی و لطافت را بر چهره کاینات متزین نموده خود را مستفید میگردانیدم، سپس با دلبستگی و عشق نهایت فراوان به تماشای اطفال و نوجوانان، شگوفه های سحر شگفته ای دیار مان که بی خبر از گرمای تابستان و سرمای زمستان میدان های خاک آلود قلبم، وطن را درخشان تر جلوه میدادند و چون بچه آهوان بازی مینمودند و چون بلبلان هیاهو؛ میشتافتم. نسیم پر حرارت سحرگاهان با وزش صمیمانه اش چهره ام را نوازش مینمود و اعماق مفکوره ام را طراوت و شادمانی میبخشید. که در حقیقت مجسم کننده بهشتی از آیینه ای آسمان بر روی زمین بود. چندی نگذشته! نهالی از نو نهالان (اطفال و نوجوانان) ما سر بر زمین از برای ثمر نه نهاده! نمیدانم! چرا این سپیده دم را تاریک میکنند و این همه زیبایی را دگرگون؟ از آن میدان ها، از آن کوچه ها، از آن بچه ها و از آن دیاری که بوی عطرآگین ختنینش به مشام میرسید و صدای دلنشینش قلب ها را تسکین میبخشید، با شنیدن آواز هولناک هیولای آدم ربا، بوی خون و صدای وحش جامعه انسانی را به جنگلی با پادشاهی انسان های گرگ صفت مبدل گردانیده، و روح و روان کودکان مظلوم را در قفس قبضه های آلوده حبس نموده است. طفلکان معصوم و بی گناه را میربایند، میفروشند، مورد استفاده های غیر انسانی قرار میدهند و چون کفتار ها اعضای بدن شانرا از تن نازنین شان جدا نموده و جهت بدست آوردن پولهای آلوده قاچاق مینمایند. دور از شرافت است! آیا این عمل ماتحت بی وجدانی را با کدام مفکوره ای غیر قابل تصور انجام میدهند که جگر گوشه های مادران رنجدیده، مادران بیوه، مادران که تمام اعضای خانواده را در طوفان های جنگ و وحشت از دست داده و یگانه فرزند باقی مانده ای را که با پا های برهنه و شکم گرسنه، در دشت های سوزان، در زیر برف و باران، در زیر مخروبه ها و در بین آتش بزرگ نموده و به امید یگانه فرد باقی مانده ای خانواده ای خود به او نگاه نموده و زندگی مینماید، از بین میبرند؟ کودکان و نوجوانان که یگانه سازنده گان اجتماع بشری در آینده اند، روح و روان شان کشته شده و مفکوره های شان را ابر های تیره ای خشونت فرا گرفته است که در حقیقت صدمه بزرگیست بر پیکر اجتماع انسانی ای جهان ما. وقتی یک انسان از آوان کودکی تا بزرگی در اجتماعی چون جنگلی که وحشت آور تر از جنگل طبیعی است بزرگ میشود، آیا توقعی وجود دارد که وی جنگلی نباشد؟ مغز انسان در هنگام طفولیت کاملاً تأثیر پذیر بوده و آنچه بر سر وی میگذرد، ثبت مفکوره اش شده، و زمانیکه در حد بلوغیت میرسد از آن پیروی نموده و آنچه مغزش میگوید آن میکند. بوضاحت میتوانم بگویم که حملات انتحاری مثال زنده ایست بر این. کودکان و نوجوانان ما از این زندگی ای وحشیانه به ستوه آمده اند، و نمی خواهند بقیه عمر را در بین قُول های ایستاده ای خون (حکمروایان تماشاچی) سپری نمایند. چرا تماشا میکنید؟ چرا آدم ربایان و آدم کشان را مجازات نمیکنید؟ به کدام حق اوشان را عفو و رها مینمائید؟ آیا از گوشه ای افکار تان را عمل مینمایند و یا از جگر گوشه های شما اند؟!!! این همه بی تفاوتی های اولیای امور، در حقیقت اره ایست بر شاخه ای نشسته.! که جامعه بشری را به سقوط مواجه خواهد ساخت. ما نمیخواهم اطفال و نوجوانان ما، شگوفه های متزین دیار ما با ژاله های زهرآگین خشونت پرستان از میان برداشته شود و قلب های حباب گونه ای شان با خنجر های جلادین شگافته شود. آخر چرا اینقدر ظلمت و تاریکی را دوست دارید؟ ما غروب نمیخواهیم. |
||
|
|
کرۀ زمین در حال حرکت بسوی نابودی |
|
|
کره زمین در حال حرکت بسوی نابودی نویسنده: بهمن دانشدوست ۱۳۸۳ خورشیدی کرۀ زمین که حیثیت مادر را بر موجودات آن دارد، در حال فرو رفتن بر حلقوم نابودی ای سیلاب های مدهش، طوفان های وحشتزا و زمین لرزه های پیهم است که هزاران زنده جان را ربوده و هزاران طفل بی گناه و مظلوم را محروم از مهر و شفقت والدین ساخته و میسازد. ستاره ها اشک میریزند، ابر ها در گریز اند و آب ها از خشم پرواز میکنند، حیوانات میخندند و پرنده ها فریاد میزنند. این اشک ها، فریاد ها و خنده ها نه از برای خوشیست بلکه بر حال مفخرینیست که خود را اشرف مخلوقات دانسته و مدعی ای، عقل منطق، عاطفه و احساس اند، ولی به وحشی ترین و بی عاطفه ترین پدیدۀ کرۀ زمین مبدل گردیده و خود را خود به دریای وحشت و نابودی غرق مینمایند. آنهاییکه تصور میکنند ابر قدرت های کرۀ کوچک زمین اند و با وحشت های هستوی و اتمی فخر فروشی میکنند، آیا فکر نموده اند که برتریت اوشان بیشتر است یا از مرکبی که بدون ضرر رساندن بار میبرد. (من در هراسم که روزی از من پرسان شود که به کدام حق مرکب را به وحشی ترین پدیدۀ کرۀ زمین مثال آوردم.) جنگ، خشونت، تبعیض، نزاع، خودخواهی، بی عدالتی و وحشتگرایی. تربیه نمودن اذهان کند به حیث جاسوس و بعداً نام نهادن تروریست و القاعده و غیره به آن جهت راه یابی برای اشغال سرزمین ها و استبداد و خشونت و تجاوز و به ترتیب پیاده نمودن تجارب وحشیانه بم ها و راکت های کیمیاوی بالای مردمان مظلوم و راه کاری کشت و ترافیک مواد مخدر و دوباره به بهانه ای از بین بردن آن استعمال و تجربه مواد کیمیاوی بالای مردم غریب و بیچاره و حتی استعمال و تجربه ای سلاح های هستوی و کیمیاوی در اعماق ابحار که به ارزش جان هزار ها هزار زنده جان تمام میشود. آخر چرا؟ این همه بازی های شطرنح وحشت چقدر اهمیت دارد؟!!! پس لازم بر همه و در خصوص مقدمتر بر نسل جوان است که این همه داد و گرفت ها را درک کنند و نگذارند تمدن عاطفه ها، همنوعی و بشردوستی از جهان رانده شود، از این همه افکار کهنه (قرون وسطا ای) و وحشتنگری پرهیز باید نمود و منفی ها را رانده و به مثبت ها باید شتافت. جوانان ما نباید تنها روی مسایل بی ارزشی مثل خوشگذرانی های چند روزه فکر نمایند و حواس مثمر شانرا صرف بی تفاوتی ها کنند. ما همه جوانان (نونهالان و آینده سازان) تا بکی در خواب غفلت فرو رفته ایم و انتظار داریم که بقایای مان را سیلاب های وحشت ببلعد. تا بکی تحت تأثیر افکار خشونت بار جامه بدل قرار گیریم و از آن پیروی کنیم. بیایید بیدار شویم! نسل جوان که دارای ادراک، مغز و ابتکارات جوان میباشد، نه باید فریب افکار مغز های خشن خشونت پرست شرق و غرب را خورده و تحت تأثیر آن قرار گیرد. تا آخرین توان باید از فکر، منطق و نوعدوستی کار گرفت و در راه پیروزی به اهداف مثبت و بشردوستی مبارزه نمود. هر چند خاموش نمودن آتش خودخواهی ها و غرور های بی معنی معضله ایست بس پیچیده و مغلق، باز هم جوانان باید با همت و غیرت بشردوستی دست به دامن علم، دانش و مطالعه ای خستگی ناپذیر برده و کوشش فراوان و جدی ای بخرچ دهند تا افکار عامه ای جهان را از جنگ، خشونت، تبعیض، وحشت و بدبختی نجات دهند. بر همه انسان هاست و در خصوص بر انسان های خودخواه و فخر فروشان اتمی و هستوی، تا فکر، محاسبه، درک و مقایسه نمایند که چند روز زندگی آزاد، صمیمانه و انساندوستانه چیست؟ و این همه جنگ، خشونت و وحشت چه ارزشی دارد؟!!! در غیر این کرۀ زمین در حال حرکت بسوی نابودیست. |
||